سيد اصيل الدين عبد الله واعظ
151
مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )
و خواجه سى روز رمضان هرروز يك نوبت مرتب مكمل به عرض رسانيده روز آخر هر سى نوبت را به ترتيب گذرانيد و تمام مهره فن به تخصيص خواجه رضوان شاه را متحير گردانيد و سلطان دربارهء او احسان فراوان فرمود و همه وقت را به يار عزيز خطاب مىنمود فى الجمله عبد القادر نيز . بيت : دمى چند بشمرد و ناچيز شد * به خنده فلك گفت او نيز شد القصه چون اخبار خرابى شهر هرات و بلوكات و شرح و با و طاعون وعدهء موتى كه زيادت از چند و چون بود به اردوى همايون رسيد حضرت خاقان سعيد از جهت خرابى ولايت و فوت رعيت و تخصيص موت اكابر بغايت ملول خاطر شد و حكم فرمود كه مكاتبات كه از جانب خراسان آيد هيچ آفريده نگشايد تا موجب نفرقهء خاطر نشود . و همچنان سربسته به حضرت آرند و به معتمدان حضرت سپارند و بر آن موجب عمل نمودند . ( ر ك مطلع سعدين جزء دوم ص 677 تا 682 ) طبقهء دوم و سوم : اصيل الدين واعظ در مقصد الاقبال برخى از حضرات عرفاء صوفيه را به طبقه دوم و سوم در شمار مىآورد . سلمى در رسالهء ملامتيان خود سه طبقه را اينطور توضيح دهد : بدانكه خدايت از راستى و پيروزى بهرهمند كناد كه خداوندان علوم و احوال سه طبقهاند و طبقهء نخستين : مردم را به علم احكام فرا خوانند و بر جمع و منع و بذل و عطاى آن اشتغال ورزند و از حال خواص اهل معاملات و منازلات و مشاهدات آگاه نباشند . اينان علماى ظاهر و ارباب اختلافات و مسائلىاند كه بدان اساس شريعت و اصول دين را نگه مىدارند و مرجع تصحيح معاملات و ثبت و ضبط آن به كتاب و سنتاند . پس اينان مادام كه عملها و نفسهاى خويش را در گردآورى مال و منال ازين دنياى ناپايدار نيالودهاند عالمان شرع و امامان ديناند . در غير اين حال قابل پيروى نتوانند بود . طبقهء دوم : خاصاناند كه پروردگار آنانرا به معرفت خويش اختصاص داده و از هر شغل و خواهش ديگرى كه خلق بدان پردازند بريده است و به خدا مشغولشان گردانيده است و آرزو و ارادتشان براى خداست . پس اينان را از اسباب دنيا و آنچه مورد توجه خلق است بهرهيى نيست . پس سراينان به سوى حق نگرانست و از غيب اطلاع دارند و اعضاىشان به زينت عبادات آراسته است .